قهرمان
سلام عزیزم من قهرمان نیستم شجاع نیستم من کسیکه تو فکرمیکنی نیستم ،من فقط میدونم گاهی نوشتن حالمو بهترمیکنه حتی خوب هم نه،بهتر
چشمام درد میکنه گردنم درد میکنه اینقدر که خودمو پای گوشی تلف کردم زشته برای سن من ولی خب کار دیگه ای برای کم کردن این اضطراب بلد نیستم ، دلم لک زده برای اون روزهایی که بالا بودم تو اوج بودم قهرمان بودم یجورایی چه زود گذشت ، زمین خوردم یا زمینم زدنو نمیدونم اما تقریبا اکثر این بلاهارو خودم سر خودم اوردم و خب نمیدونم خدا بابت انجام یسری کارها بهم حق داده یانه! خدایا
اه ای سنگ صبور کاشکی در دل من صبر تو بود کاش میشد که تحمل کنم این مردم را. خوبه فراموشت کردم فراموشی یعنی دیگه ذهن منو تحت تاثیر قرار نمیدی اره خوب شد. اون فاصله ی بین دندونا کارخودشو کرد میبینی همه چی حکمتی داره . این روزا مردم فقط حمله میکنن قبل اینکه دهنتو واکنی حتی، حمله میکنن که چرا کج دهنتو واکردی خلاصه هیچ جا امن نیست برای نوشتن چون بدجور بهت میپرن مخصوصا اونایی که مغزشون با پهن بیشتری پوشیده شده. چرا پس خواننده ها یه شعر نمیدن بیرون با عنوان همه اسکلن همه ردی ان همتون اسکلین زاخارا . نمیدونم فقط چون این روابط اجتماعی پاش وسطه تحملتون میکنم اگه همینم عرف نبود یه تی پا میزدم زیر همتون اسکلای بی مغز